تبلیغات
میثاق - میلاد حضرت ابوالفضل (ع) مبارک!!!!
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : محمد بوستانی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
میثاق
یا مهدی!!!
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 12 خرداد 1393 :: نویسنده : محمد بوستانی


(سالیانی بود خالی قاب دل)

سالیانی بود خالی قاب دل
تا بجویم دلبری را باب دل
دلبری زیبا رخ و قامت بلند
طره گیسوی او همچون کمند
مستی ام با دیدنش افزون شود
بی خدایی از دلم بیرون شود
با تمام بی نشانیهای دل
از کجا او را بجویم وای دل

….
نم نم اشکم چکید از چشم تر
با دلم گفتم که ای خاکت به سر
دیدی آخر ای دل از غصه چاک
آرزویت را بری تو زیر خاک
گر چه عمری با غم دل ساختی
عاقبت دلدار خود نشناختی
تا دلم بشکسته شد اشکم چکید
ناگهان نوری به قلب من رسید
نور نه ماه میان آسمان
نی غلط گفتم خورشید زمان
گر چه عمری گشته ام در عالمین
بوده ام غافل من از باب الحسین
هر چه گشتم مثل او در ناس نیست
آی مردم او به جز عباس نیست
بسته ارکان فلکبر دست او
قدسیان آسمان هم مست او
وسعت چشمان او عرش خدا
هست بین خالق و او رازها
کعبه حاجات مردم در زمین
عالمی مست گل ام البنین
از نگاه او به خود لرزد عدو
لشگری ترسند از چشمان او
دست کی خواهد میان کارزار
هر که دیده چشم او کرده فرار
نی که این عالم چنین احساسی است
مهدی موعود هم عباسی است

********************************************************************************


 (ای علمداری که دستت بوسه گاه مرتضاست)

ای علمداری که دستت بوسه گاه مرتضاست

افضل الاعمال حیدر بوسه بر دست شماست

اقتدا بر مرتضی کردند جمع اهل بیت

دست تو سرشار از عطر نسیم بوسه هاست

بوسه بر دست تو طعم بوسه بر قرآن  دهد

دستهایت آیه های سفره دار هل اتاست

امتیاز بوسه بر دست تو دست فاطمه است

چونکه مسّ آیۀ تطهیر پاکان را سزاست

صف کشیدند انبیاء تا که خدا رخصت دهد

بوسه بر دستت زنند این آرزوی انبیاست

گر خدا قسمت کند یک بوسه بر دستت زنیم

ما و نسل ما خدایی تا ابد حاجت رواست

ای که در سجده دو دست و صورتت بر روی خاک

باعث گرمی بازار مناجات خداست

ای که ساعتها میان سجده می گفتی خدا

بنده ای کوچک به درگاه تو گرم التجاست

تا که دست تو به سوی آسمان می شد بلند

حق ندا می داد وقت استجابت بر دعاست

پینۀ پشانی ات العفو گو تا محشر

اشک تو آمرزش ما بندگان پر خطاست

ای که می دادی قسم حق را به نام فاطمه

خاک نخلستان ز اشک جاری تو با صفاست

حیف باشد گر فقط از خوشگلی ات دم زنیم

کمترین مدح تو کفتن از رخ و از چشم هاست

گرچه یوسف را خدا از صورت تو خلق کرد

حسن صورت شمّه ای از سیرت تو با وفاست

در اطاعت بهترین و در عبادت برترین

دست و چشم تو مطیع پادشاه کربلاست

می توانستی به هم ریزی تمام خصم را

لیک گفتی امر امر زادۀ خیر النساست

ای برادر بر امامین و عموی نه امام

عمیّ العباس ذکر دائم آل عباست

ما یقین داریم هنگام فرج ای ذوالعلم

ببرق صاحب زمان بر دوش تو صاحب لواست

فوق ایدیهم یداللهی که فرموده خدا

وصف دست توست که بالاترین دستهاست

حضرت سقّا مه هاشم تماشای رخت

کاشف الکرب حسین و زینبین و مجتباست

لقمه لقمه از غذای روز تاسوعای تو

ارمنی گیرد شفا چون سفره ات دارالشفاست

بر علی سوگند ای حیدر جمال علقمه

روز تاسوعای تو روز غدیر کربلاست

روز تاسوعا حوائج را بر آورده می کنیم

چونکه عاشورا فقط هنگامه شور و عزاست

مادرت ام الفضائل حضرت امّ البنین

فاطمه است و دومین همسنگر شیر خداست

مادر قامت رشید چار سردار رشید

مادر رزمندگان جبهۀ کرب و بلاست

مرتضی خواهان او شد از دعای فاطمه

گوهری نایاب بود و قدر دانش مرتضاست

در مدینه می نماید مادری بر زائران

دست پخت فاطمه از دست او خوردن بجاست

در فراق قبر زهرا تربت امّ البنین

در مدینه باعث آرامش دلهای ماست

روزگاری که شود آباد گلزار بقیع

بیت سقّاخانۀ امّ البنین آنجا بپاست

ای برادرهای تو باب الحوائج برهمه

شیعه حتّی غافل از این حلقۀ مشگل گشاست

مادرت وقت سفر فرمود بر اخوان تو

پاسداری از حریم دخت زهرا باشماست

همچو پروانه به گرد محملش حلقه زنید

لحظه ای گر دور باشید از حریم او خطاست

این وصیت تا به شهر شام هم پایان نداشت

دید زینب چار سر بر گرد او حیدر نماست

یل به آن گویند که پشتش نیاید بر زمین

تو به صورت بر زمین افتاده ای زهرا گواست

****************************************************************************


مدحی در وصف مقام حضرت عباس-(گر جهان را خیمه ای پنداشتی)

گر جهان را خیمه ای پنداشتی
زیر این خیمه عمودی داشتی
اصل خیمه دین حی داور است
پرچم زیبای آن پیغمبر است

….
گر جهان را خیمه ای پنداشتی
زیر این خیمه عمودی داشتی
اصل خیمه دین حی داور است
پرچم زیبای آن پیغمبر است
باب خیمه حضرت مـولا بود
اصل خیمه چـادر زهـرا بود
گر حسین ار تار و پود خیمه است
بازوی عباس عمود خیمه است


در ولادت حضرت اباالفضل علیه السلام


ای بام صبح، خورشید، ای شب، سحر مبارک
در دامن ستاره، قرص قمر مبارک
بر گلبن ولایت یاس دگر مبارک
طوبی ثمر مبارک، دریا گهر مبارک
میلاد ماه آمد، خورشید راه آمد
یوسف ز چاه آمد، میر سپاه آمد
شمشیر آل هاشم، شیر حسین و حیدر علیهم السلام
دریای معرفت را در کف گهر ببینید
بعد از طلوع خورشید قرص قمر ببینید
شیر خدا علی را، شیر دگر ببینید
در ماه روی عباس، روی پدر ببینید
روح فتوت است این، جان محبت است این
دریای غیرت است این، سقای عترت است این
دادند بوالحسن را امشب حسین دیگر
گلبوسة ولایت، بر چشم و فرق و دستش
ناخورده شیر، دادند، پیمانة الستش
شد در نگاه اول، وقف حسین هستش
از اشک شوق لبریز، شد جام چشم مستش
از عشق رنگ و بو داشت، در مهد های‌وهو داشت
با یار گفتگو داشت انگار آرزو داشت
ناخورده شیر، گردد، قربانی برادر
امّ ‌البنین گرفته، در دست ماهپاره
ای آسمان بیفشان، در مقدمش ستاره
آغوش یار بر او، گردیده گاهواره
گوید هزار نکته، چشمش به یک اشاره
من جان نثار یارم، سر روی دست دارم
این قلب بی‌قرارم، این چشم اشکبارم
از گاهواره روحم، در کربلا زند پر
در هر نی وجودم، آوای نی نوایی است
شورم همه حسینی، عشقم همه خدایی است
جانم، تنم، وجودم، دستم، سرم، فدایی است
عالم همه بدانند، عباس کربلایی است
ایثار دین و دینم، زخم است زیب و زینم
مرگ است نور عینم، من عاشق حسینم
کو مرگ تا بگیرم، او را چو روح در بر
دریای سرخ غیرت، روح وفاست عباس
خون حسین یعنی، خون خداست عباس
عشاق جان به کف را، فرمان رواست عباس
باب الحوائج خلق، مشکل گشاست عباس
مهر و وفاش عادت، دلداده‌اش عبادت
از لحظة ولادت، تا لحظة شهادت
عشق حسین در دل، شور حسین در سر
ناخورده شیر مادر، زد ساغر بلا را
در مهد ناز می‌دید، صحرای کربلا را
خوشتر ز شیر نوشید، صهبای سرخ لا را
از لحظة ولادت، بشنید این صلا را
تو کشتة ولایی، تو عاشق بلایی
عطشان بحر لایی، سقای کربلایی
زیبد که بوسدت دست، شیر خدا مکرر
تا حشر می‌درخشد، در موج بحر، نامت
در عین خشک کامی، دریاست تشنه کامت
حسرت برند عشاق، در حشر بر مقامت
از اولیا درودت، از انبیا سلامت
خون برادر تو، جوشد به پیکر تو
از پای تا سر تو، زهراست مادر تو
بهر شفاعت آرد، دست تو را به محشر
ای تشنة لب تو، آب حیات، عباس
باب المراد عباس، باب النجات، عباس
گردیده دور قبرت، آب فرات، عباس
خون خدات فرمود، جانم فدات، عباس
خوی حسین خویت، روی حسین رویت
چشم حسین سویت، میثم گدای کویت
لطفت نمی‌گذارد، او را برانی از در

***************************************************************************

سرود میلاد حضرت ابالفضل العباس علیه السلام

مژده  ای حزب خدا یار حسین آمد
سید و سالار انصار حسین آمد
عید میلاد علمدار حسین آمد
صدق و صفا آمد، عشق و وفا آمد
ای ماه خیرالناس خوش آمدی عباس
نور باران خانه حیدر شده امشب
فاطمه  ام البنین مادر شده امشب
غرق شادی ساقی کوثر شده امشب
فخر عرب آمد، روح ادب آمد
ای ماه خیرالناس، خوش آمدی عباس
درد بی درمان عالم را دوا آمد
قهرمان سقای دشت نی نوا آمد
بر حسین فرمانده کل قوا آمد
آرام جان آمد جان، جهان آمد
ای ماه خیرالناس، خوش آمدی عباس
آمد آن ماهی که دارد چشم دریایی
باشدش از کودکی بر عالم آقایی
می کند فردا علمداری و سقایی
ماه حرم آمد، بحر کرم آمد
ای ماه خیرالناس، خوش آمدی عباس
یا امیرالمؤمنین نازم به احساست
گشته عالم زنده از بوی گل یاست
بوسه زن بر دست و بر بازوی عباست
باب المراد آمد، روح جهاد آمد
ای ماه خیرالناس، خوش آمدی عباس
ای گل ام البنین دستم به دامانت
جان من جان همه عالم به قربانت
تو کریمی و منم محتاج احسانت
دل منجلی آمد، نجل علی آمد
فرزند خیرالناس، خوش آمدی عباس
ای تمام انبیا زوّار قبر تو
باغ قرآن تشنه باران ابر تو
جان فدای مکتب ایثار و صبر تو
حق جلوه گر آمد نوری دگر آمد
ای ماه خیرالناس، خوش آمدی عباس

************************************************************************

حضرت عباس (ع)-ولادت

بندگی را نه به دل حد و حسابی دارم

زندگی را به نظر مثل حبابی دارم

هر طرف می نگرم روی حبیبم بینم

با خداوند دل خویش خطابی دارم

بهترین لحظه من وقت مناجات من است

او گواه است عجب چشم پر آبی دارم

دفتر دل چو کنم باز به درگاه حبیب

هر ورق با دل محبوب کتابی دارم

عبد صالح شدنم خارق عادت نبود

بر در درگه این ملک رقابی دارم

طاعتم حول حسین است و خدا می داند

نه غم دوزخ و نه حرص ثوابی دارم

در دلم بود اگر یاری دلبر نکنم

محضر حضرت زهرا چه جوابی دارم

با خود این گونه بگویم شب و روز چو منی

بی حسین است که هر گونه عذابی دارم

من که مشهور در این دهر به خیر الناسم

من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم

گر چه از روز ازل آل عبا را دیدم

دیده وا کردم و رخسار خدا را دیدم

من که از دامن ارباب تکامل دارم

پیش از واقعه یک یک شهدا را دیدم

بس که مجنون سراپای گل لیلایم

می توان گفت رسول دو سرا را دیدم

پایتخت پدرم آینه ی دق می شد

هر زمان قافله دار اسرا را دیدم

سال ها هست که محو وجنات حسنم

دوره ی غربت او درد و بلا را دیدم

هر طرف عاشق و حیران حسینم بودم

در مسیرش همه جا کرب و بلا را دیدم

بس که از دست و سرم لعل لبش بوسه گرفت

در نگاه پدرم روز وفا را دیدم

قصه ی کوچه مرا سخت عبوسم می کرد

بارها حکمت این صبر خدا را دیدم

من که معروف به این دشمنی خناسم

من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم

پیش هر قافله سالار جماعت باید

وقت یاری شدن یار شجاعت باید

لحظه ی خطبه ی دلدار سکوت است ادب

وز سخن گفتن بسیار قناعت باید

چون که در محضر ارباب شرفیاب شدید

فارق از روز و شب و لحظه و ساعت باید

لا جرم وقت مواسات قناعت خوش نیست

روز ایثار فزون تر ز بضاعت باید

ادب و معرفت و حکمت و آقایی من

همه این بود که از یار اطاعت باید

بگذر از دست و سر و جان که سبک بال شوی

محشر آن جاست که اسباب شفاعت باید

من که در باغ گل یاس چنین حساسم

من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم

ساغر کیست که برخواست به امداد عطش

ساقی آن است که شد کشته ی فریاد عطش

مشک آن است که از غصه گریبان بدرد

ساقی آن است لب آب کند یاد عطش

ادبم را به حرم خوب نشان خواهم داد

ترک اولی نکنم در بر اولاد عطش

تا بدانند که شرمنده ی طفلان ماندم

دیده سازم هدف نیزه ی صیاد عطش

بعد از این آب فرات است گل آلود ز شرم

که نبوسید لب و حنجر نوزاد عطش

بنویسید به هر سر در سقاخانه

آب آزاد نشد، تشنه شد آزاد عطش

من که در روضه ی شش ماهه پر از احساسم

من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم

***********************************************************************

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت

ای نخل ادب ثمر مبارک

وی بحر شرف گهر مبارک

ای شمس ولا قمر مبارک

ای طور علی شجر مبارک

ای عشق و وفا پدر مبارک

ای شیر خدا پسر مبارک

میلاد حسین دیگر آمد

الحق که دوباره حیدر آمد

این کیست؟ برادر حسین است

این شیر دلاور حسین است

این پاره ی پیکر حسین است

این ساقی ساغر حسین است

این روح مطهر حسین است

فرمانده ی لشکر حسین است

این ماه امیرمؤمنین است

این صورتِ صورت آفرین است

حیدر گل و این پسر گلاب است

مه بر سرِ دستِ آفتاب است

از نور به صورتش نقاب است

سر تا به قدم ابوتراب است

سردار رشید انقلاب است

در دست پدر به پیچ و تاب است

اشکش همه جاری از دو عین است

چشمش همه حال بر حسین است

شیرین لب و شور آفریده

از دیده و دست، دل بریده

مرغ دلش از قفس پریده

آوای حسین را شنیده

خون در دل و اشک در دو دیده

پیراهن صبر را دریده

آهنگ وصال یار دارد

با خون خدا قرار دارد

آغوش علی بود مقامش

از حضرت فاطمه سلامش

ما سائل و او کرم مرامش

او ساقی و چشم ماست جامش

عشق و ادب و وفاست نامش

بگرفت چو در بغل امامش

دیدند دو مهر منجلی را

رخسار محمد و علی را

عباس همان عزیز زهراست

عطشان لب او هیشه دریاست

او ماه ستارگان صحراست

فرمانده و پاسدار و سقاست

دور از شهدا اگر چه تنهاست

تا حشر، چراغ انجمن هاست

دل، مُشت گِلی ز کربلایش

جان، زائر گنبد طلایش

دریا چو کَفَش کَرم ندارد

بی او که حرم حَرم ندارد

اسلام به کف عَلَم ندارد

تا هست، حسین غم ندارد

در بین سپاه، کَم ندارد

باک از عرب و عجم ندارد

او شیر خدای را بود شیر

فرزند کرامت است و شمشیر

ای حیدر حیدر ولایت

ای صاحب سنگر ولایت

ای حامی و یاور ولایت

سر لشکر بی سر ولایت

فرزند و برادر ولایت

عباسِ دو مادر ولایت

تو چار امام را معینی

از روز نخست یار دینی

ماه شهدا به نی سر توست

قرآن حسین پیکر توست

باب همه انبیاء درِ توست

آغوش حسین سنگر توست

دریا نگهش به ساغر توست

خون گلوی تو کوثر توست

سردار سپاه دین به هر عصر

تنها رجز تو سوره ی نصر

ای بحر ز آتش تو بی تاب

ای آب هم از خجالتت آب

سر تا قدمت حقیقت ناب

ابروی تو عشق راست محراب

ما بنده ی کوچک و تو ارباب

دریا گوید: مرا تو دریاب

من آبم و تشنه ی تو هستم

سقای حرم بگیر دستم

ما و کرم تو یا ابوالفضل

طوف حرم تو یا ابوالفضل

خاک قدم تو یا ابوالفضل

دریای غم تو یا ابوالفضل

مرهون دم تو یا ابوالفضل

زیر عَلَم تو یا ابوالفضل

ای عالم و آدمت سپاهی

بر «میثم» خویش هم نگاهی

************************************************************************






نوع مطلب :
برچسب ها : میلاد حضرت ابوالفضل (ع) مبارک!!!!، میلاد، عباس، علمدار، ابوالقضل، برادر، شعبان،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر